تبليغاتX
تراختور

تراختور

تراختور

داستان کوتاه

سلام عرض میکنم خدمت شما دوستان عزیز از اینکه به این وبلاگ می ایید خوشحالیم

آنیوتا
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: احمد گلشیری



 

  استپان‌ كلوچكف‌، دانشجوی‌ سال‌ سوم‌، توی‌ ارزان‌ترین‌ اتاق‌ یك‌مجتمع‌ بزرگ‌ آپارتمانی‌ مبله‌ می‌رفت‌ و می‌آمد و سرگرم‌ حاضر كردن‌درس‌ آناتومی‌ بود. دهانش‌ خشك‌ شده‌ بود و پیشانی‌اش‌ از فرط تلاش‌بی‌وقفه‌ برای‌ به‌ خاطر سپردن‌ مطالب‌ به‌ عرق‌ افتاده‌ بود.
   هم‌اتاقش‌، آنیوتا، دختری‌ بیست‌ و پنج‌ساله‌، سبزه‌، ریزاندام‌،لاغر، رنگپریده‌ با چشمان‌ خاكستری‌ روشن‌، جلو پنجره‌ای‌ نشسته‌ بودكه‌ شیشه‌هایش‌ را نقش‌ و نگار شبنم‌های‌ یخزده‌ پوشانده‌ بود. پشتش‌را خم‌ كرده‌ بود و با نخ‌ قرمز یقه‌ پیراهن‌ مردی‌ را برودری‌دوزی‌می‌كرد. در كارش‌ عجله‌ای‌ نشان‌ نمی‌داد. ساعت‌ دیواری‌ راهروخواب‌آلود دو ضربه‌ نواخت‌. .....


 


دنباله ی داستان

برچسب ها: داستان کوتاه بیگانه زبان ، آنتون پاولوویچ چخوف ، Anton Pavlovich Chekhov ، احمد گلشیری ، تارنمای جن و پری ، داستان کوتاه خارجی ، آنیوتا ،

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 14:24  توسط تراختور  |